تبليغاتX
پل - حکایت (1)
























پل

اگر روح ما ارزش چيزي را داشته باشد ، دليل بر آن است كه سخت تر از ديگران سوخته است

 

در یکی از کتاب های تاریخی ذکر شده است:

انوشیروان بر بزرگمهر عصبانی شده و او را در خانه ای تاریک زندانی نمود و دستور داد : او را به غل و زنجیر بکشند و مدتی نیز او را به این حال رها کردند.

پس از روزهایی چند ، کسی را فرستاد تا حال او را جویا شود. وقتی او را همچنان با روحیه و متعادل یافتند از او پرسیدند : در این حالت سخت و صعب چگونه ، اینگونه تو را راحت و آرام می بینیم؟

جواب داد : شش معجون را با هم ترکیب نموده و خمیری درست کرده و بکار گرفته ام و در نتیجه آن ، اینگونه هستم که میبینید.

گفتند : این معجون را به ما نیز یاد بده ، شاید در مواقع گرفتاری به دردمان بخورد.

گفت ایرادی ندارد.

ماده اول عبارتست از :

 اعتماد و تکیه به خداوند .

ماده دوم این است که :

 هر چیزی مقدر باشد همان خواهد شد.

ماده سوم :

 صبر بهترین چیزی که شخص مورد امتحان و بلا می تواند از آن استفاده کند.

ماده چهارم در این است که :

اگر صبر نکنم چه کنم؟ و من هرگز به داد و فریاد نخواهم توانست به خودم کمک کنم.

ماده پنجم :

 اوضاع از اینکه الان هست نیز بدتر خواهد شد.

ماده ششم  نیز اینکه :

 لحظه به لحظه احتمال فرجی می رود.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 اردیبهشت1389ساعت 10:43 AM توسط دوستي از جنس خاك|


آخرين مطالب
» براي همه
» اس ام اس های روز تولدم
» هر كسي مشكلات و نگراني هاي خودش را داره
» راز زیبایی
» هدف زندگی
» اندکی فکر کن ...
» راز شاد زیستن
» دل به رویا ها سپار(18)
» دل به رویاها سپار(17)
» فقط براي دل خودم
Design By : Pars Skin